خرید بک لینک

بازگویی ترفندهای یک وکیل برای اخذ یک قرارداد

سِیر شعله زاد

دو سال پیش برخی رسانه ها از زبان آقای قیس حسن، نماینده مردم کابل در مجلس و رییس کمیسیون مواصلات و مخابرات، گزارش دادند که افراد نقاب پوش توسط طیارات شرکت هوایی آریانا که به یکی از کمپنی های ایرانی به کرایه داده شده است، به کشورهای عراق و سوریه انتقال داده می شود.

این گزارش، درست هنگامی به نشر رسید که پیش از آن آقای نصیر احمد حکیمی رییس عمومی شرکت هوایی آریانا به گفتهی خود شان در خلال دو ماه، چهارده بار به کمیسیون های مختلف مجلسین شورای ملی جهت پاسخگویی به سؤالات مختلف در پیوند به قراردادهایی که شرکت هوایی آریانا با کمپنی های مختلف بیرونی عقد کرده است، فرا خوانده شده بود.

هدف از نوشتن این داستان، افشای چهره متقلب یکی از نماینده گان مردم به طور نمونه در شورای ملی است تا چهره های رسوایی که بر آبرو و حیثیت نهادهای ملی کشور بازی می کنند و منافع ملی افغانستان را قربانی منافع شخصی خویش می کنند و در این راستا از هیچ نوع پررویی دریغ نمی ورزند، بازشناخته شوند و مردم در آینده فریب آنها را نخورد.

در سال 2013 شرکت هوایی آریانا دوپرواز کابل-مشهد و برعکس آن در هفته را توسط یک فروند طیاره بوینگ /400737 به طور چارتر (کرایه) با جانب یکی از شرکت های توریستی در بدل پرداخت فی ساعت پروازی مبلغ 11000 دالر امریکایی به امضاء رسانید. یک سال بعد زمانی که مدت قرارداد مذکور به پایان رسید و در یکی از مواد قرارداد نیز تصریح گردیده بود که "هرگاه یکی از جانبین بخواهد قرارداد را یک طرفه فسخ کند، حد اقل بیست روز پیش به جانب مقابل رسماً خبر دهد"، شرکت دیگری که از وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان جواز فعالیت داشت، به شرکت هوایی آریانا مراجعه نمود و داوطلبانه درخواست کرد که حاضر است قرارداد مذکور را در بدل پرداخت 11500 دالر امریکایی با جانب آریانا عقد نماید.

البته در بخش تجارت هوایی، چارتر گرفتن و چارتر دادن طیارات یک امر معمول میان شرکت های هوایی است و همواره با تحلیل نفع و ضرر از منبع واحد صورت می گیرد؛ بدین لحاظ همزمان با ختم قرارداد گذشته، هیئت عامل شرکت آریانا تصمیم گرفت تا قرارداد مذکور را با شرکت جدید با تفاوت 500 دالر افزایش در فی ساعت پروازی، عقد نماید.

در این زمان آقای قیس حسن، بعد از تماس های تیلفونی مکرر به دفتر رییس شرکت هوایی آریانا آمده و با انجام حرکت های متکبرانه یی به چشم و ابرو، گفت: "من معمولاً کمتر نزد مقامات حکومتی می روم و همواره مشکلات مردم را از طریق تیلفون با ایشان حل می کنم اما شما مجبورم ساختید که به دفتر تان بیایم؛ حال، از شما درخواست می کنم تا قرارداد پروازهای کابل-مشهد را با شرکت قبلی تمدید نمایید، در غیر آن صورت، دوستی ما خراب خواهد شد".

بدین ترتیب چند روز مسلسل به دفتر مرکزی شرکت آریانا رفت و آمد کرد و از صبح تا شام با کارمندان سطوح پایین در بخش تجارتی شرکت نامبرده، نیز دید و بازدیدهایی نمود و نهایت تلاش ورزید تا به هر قیمتی، قرارداد متذکره را با زور و فشار تمدید نماید.

از اینکه قرارداد مذکور با جانب شرکت جدید بادرنظرداشت منافع شرکت آریانا عقد گردیده بود، از یک طرف پرنسیب اداری ایجاب نمی کرد تا یک هفته بعد، فسخ گردد و از سوی دیگر، پاسخگویی به ادارات عدلی و قضایی کشور را نیز در آینده به دنبال داشت؛ بدین لحاظ رییس آریانا، از آقای قیس حسن معذرت خواست.

روز دیگر آقای حسن رییس آریانا را به خانهی خود فرا خواند و آقای حکیمی بعد از رایزنی با برخی اعضای هیئت اداری آریانا دعوت وی را پذیرفت و اطمینان داد که قرارداد مذکور را به هیچ صورت، خلاف قانون تمدید نخواهد کرد؛ به گفتهی آقای حکیمی «شام وقتی با هم نشستیم، گفت: شما نه از راه شخصی و دوستانه با من پیش رفتید و نه از راه زور! آنگاه خریطهی سفید پلاستیکی ای را برداشت که چند بستهی دالر در آن بود، به جانب من انداخت و گفت: این آخرین گزینه است؛ من از پذیرش پول سر باز زدم و برای ایشان گفتم: من به خاطر پول نیامده ام می خواهم با شما صحبت کنم! گفت: وقت صحبت تمام شده است؛ اگر می پذیری این پول و اگر نمی پذیری -دست به سلاح در گوشه خانه برد و گفت- با این سلاح فیصله خواهم کرد!».

آقای حکیمی در ادامه بازگویی این ماجرا علاوه نمود: «فکر کردم شاید مریض باشد و یا الکول نوشیده که حالت عادی خود را از دست داده است؛ بدین لحاظ به سرعت از خانه بیرون شدم و راننده و محافظین خود را دستور دادم تا به سرعت محل را ترک کنیم؛ ایشان، سخنان خیلی زشت و رکیک برایم گفتند و نزدیک بود میان محافظان دوطرف برخورد صورت گیرد، اما من به دریور و محافظان خود گفتم: به سخنانش توجه نکنید»!

آنگاه ترفندی دیگری که عبارت از دعوت های رسمی رییس آریانا از سوی کمیسیون مواصلات و مخابرات بود، روی دست گرفته شد اما آقای حکیمی به خاطر جلوگیری از برخورد فیزیکی و آبرو ریزی احتمالی در خانهی ملت، هر باری که از سوی ولسی جرگه مکتوب آمد، یکی از معاونین خود را فرستاد تا از یک طرف به دعوت کمیسیون مواصلات و مخابرات احترام گذاشته شده باشد و از سوی دیگر آبروی خود را حفظ کرده باشد.

بالآخره وقتی خواست غیر قانونی آقای حسن بر آورده نشد، به آخرین ترفند روی آورد و آن این بود که در یکی از مجالس کمیسیون مواصلات و مخابرات در حالی که رسانه ها را نیز فرا خوانده بود، موضوع انتقال نقاب پوشان توسط طیارات شرکت هوایی آریانا از ایران به عراق و سوریه را مطرح ساخت در حالی که تا امروز هیچ دلیلی به آن ارائه نکرد و با تأسف که رسانه ها هم با درنظرداشت اصل بی طرفی، ثبوت و عدم ثبوت موضوع را بازجویی نکردند و این امر سبب گردید تا هویت ملی آریانا و جایگاه تجارتی این نهادِ یگانهی ملی کشور در منطقه زیر سؤال برود.

بعد از تمام این ترفندها تا جایی که نویسنده در جریان است، تهدیدهای شخصی ای از سوی آقای حسن روی دست گرفته شد تا با استفاده از روش تهدیدهای روی جاده یی توسط افراد مسلح که در افغانستان خیلی معمول است، رییس آریانا را به جزای اعمالش برساند؛ وقتی به آقای حکیمی خبر رسید، موضوع را با مراجع امنیتی در جریان گذاشت اما هیچ گونه اقدامات لازم از مراجع امنیتی صورت نگرفت و سر انجام موصوف مجبور گردید تا از سِمت ریاست آریانا کناره گیری نماید.

در پیوند به انتقال افراد نقاب پوش چند نقطه یی بود که باید از سوی رسانه ها مطرح می شد، اما شاید بنا به عدم مسلکی بودن کارکنان رسانه ها و یا عدم دقت به موضوع، دنبال نگردید:

یک: در صورتی که دولت ایران خواسته باشد، افراد جنگجو را به عراق و سوریه اعزام نماید، اصلاً نیازی ندارد که آنها را نقاب بپوشاند.

دو: در تمام قوانین هوانوردی جهان، تصریح گردیده است که آخرین تصمیم برای پرواز از سوی کپتان طیاره گرفته می شود؛ اگر کپتان، اندک اشتباهی را در طیاره ببیند، می تواند با صلاحیت عام و تام، پرواز را لغو کند و گزارش خود را ثبت لاک بوک طیاره نماید و مشکل را به دفتر مرکزی گزارش دهد.

سه: عمله پروازی دو فروند طیارات آریانا که به جانب شرکت هوایی تابان به کرایه داده شده بود، اعم از پیلوتان، کوپیلوتان، پرسران، میهمانداران، فلایت انجینران و دسپیچران، همه افغانها بودند که به گونهی دورانی در پروازها اشتراک می نمودند؛ اگر این امر حقیقت می داشت، چرا هیچگاه یکی از عمله پروازی به گونهی رسمی یا غیر رسمی تا امروز به دفتر مرکزی گزارش نداد.

آقای قیس حسن، از سواد سطح ابتدایی برخوردار بوده و چندین سال است که سِمت ریاست کمیسیون مواصلات و مخابرات را به عهده دارد؛ در مجالس، کشیدن نصوار را عیب ندانسته و فحش و ناسزاگویی و دشنام، به اخلاق عادی ایشان تبدیل گردیده است.

برچسب: نویسنده: رادین پورعلی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 12:21

صفحه بندی